|
نازنینم هیچ میدونی اکنون که برایت می نویسم همه وجودم در تمنای دیدارت می سوزد؟
هیچ می دونی برای اینکه دوباره بتوانم قامتم را در آیینه چشمانت به تصویر بکشم ثانیه ها را یکی یکی می شمارم ؟
کاش آن روز بیاید که پیشم بیاید تا بهت بگم دوست دارم
|
|+|
نوشته شده توسط عباس و حمیدرضا در 2006/12/12 و ساعت 0:6


