| سلحشورانه |
|
به جنگ احساسم رفتم.... و با شمشیری خونین باز گشتم......
قلبم را کشته بودم ...... و احساسات را... به تبعید در زمانهایی دور ............فرستادم
و در دادگاه وجدانم ..... برزخ تنهایی را محکوم شدم
|
|+|
نوشته شده توسط عباس و حمیدرضا در 2006/12/1 و ساعت 13:22


