تبليغاتX
; بچه های مثبت

ديروز چه شوقی داشتم
برای آنچه امروز در دستان من است !!!
و اينک لبريز انتظارم
برای  فردايی  که نمی‌دانم ...

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط عباس و حمیدرضا در 2006/4/27 و ساعت 14:2

نمی دونم چی بگم ؟
فقط اینو می دونم که هنوز هم عاشقتم و هنوز هم دوست دارم .

فقط اینو می دونم که از روزی که ازت جدا شدم  هر شب دلم می گیره .

به خدا دیگه مثل دیوونه ها شدم .

فقط می خوام اینو بهت بگم که خیلی خیلی...... دوست دارم .

خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی .

تا الان هم که زنده موندم فقط به عشق تو بوده .

تو رو خدا تنهام نذار چون بهت احتیاج دارم .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط عباس و حمیدرضا در 2006/4/25 و ساعت 5:53

با تمام آبی آسمان می نویسم در دفتر بزرگ کهکشان . تا یادت برای همیشه بماند .
از تو می نویسم. از خودم . از لحظات زندگی . لحظاتی که بود . و امروز چه چیزی باقی مانده . یک دفتر بزرگ خط خطی شده . تمام خط نوشته هایش آبی ست .
روزی آسمان تاریک شد و دلش گرفت . آنقدر که فریادی بلند کشید و نتوانست بغضش را نگاه دارد . بلند بلند گریست . درست مثل همان روز دلتنگی های من . سرم روی زانو هایت بود و بلند گریه می کردم . مثل همان روز دلتنگی آسمان گریستم . بلندِ بلند . و تمام شد . آبی آسمان قطره اشکی شده بود و پائین لغزید . آبی نمام شد و دیگر نتوانست ابرها را از جلوی صورتش بردارد . و چهره من هنوز نتوانسته ابرهایش را  کنار بگذارد . آبی آن تمام شد . و قصه اش هنوز نا تمام مانده .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط عباس و حمیدرضا در 2006/4/25 و ساعت 5:12

 خدايي اگه دروغ ميگم بگيد دروغ ميگي:

           مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.         زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد! 
          مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراعکرد. 
          زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!    
          مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.
                       زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!             
                       مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد. 
                       زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!         
                       مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.
                       زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!           
                       از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد. 
                      ولي زن همچنان مشغول خريد بود!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط عباس و حمیدرضا در 2006/4/25 و ساعت 5:8

  اون تويي…    اوني كه صورتم رو نوازش ميكنه تويي...  اوني كه شبها لپم رو قرمز ميكنه تويي...

  اوني كه صداش تا صبح تو گوشمه تويي...  پشه آخر يه روز مي كشمت!!! 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط عباس و حمیدرضا در 2006/4/25 و ساعت 5:4
شوخی

هرجا هستي تورو خدا از ساعت 9 به بعد از خونه بيرون نرو، چون خيلي دوست  دارم،

 نمي خوام از دستت بدم،  آخه الان وقت جمع آوري زباله هست...!!!!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط عباس و حمیدرضا در 2006/4/25 و ساعت 5:2

ميگفتي عاشق باروني اما وقتي بارون مياد روي سرت چترميگيري      ميگفتي عاشق برفي اما طاقت يه گوله برف را نداري
       ميگفتي عاشق پرنده هايي اما به راحتي اونارو تو قفس ميكني.       ميگفتي عاشق گلهايي اما خيلي راحت اونارو از شاخه جدا ميكني
      اونوقت انتظار داري نترسم وقتي ميگي دوستت دارم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط عباس و حمیدرضا در 2006/4/25 و ساعت 5:0